تبليغاتX
روز از نو

گویا در بازی ایران و پرتغال ،تعدادی تماشاگر نمای صهیونیست بی ادب  بی تربیت بی....!پرچم اسراییل رو بالا بردن!روی این پرچم نوشته شده بود:اسراییل روی نقشه هست و خواهد بود!البته تماشاگران ایرانی،فورا دست بکار شده و پرچمشون رو پایین میارن.در تمام این مدت هم دوربین های استادیوم روی این صحنه زوم شده بود.وما به لطف برادران و خواهران سانسورچی،چند ده بار چشمک های فیل بزرگ رو دیدیم!

می خواستم به نوبه ی خودم از برادران و خواهران سانسورچی تشکر کنم که نهایت تلاش خود رو می کنند تا ما بریم به بهشت!دست شما درد نکنه.

حالا برای من یه سوالی پیش اومده.سانسورچی ها هم میرن به بهشت؟

                                      

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 2:39  توسط محمد حسین  | 

متاسفانه بر خلاف تمام انتظاراتی که از تیم ایران میرفت،این تیم براحتی از جام جهانی حذف شد.برانکو در حالی که سعی می کنه روحیه خودش رو حفظ کنه،در مصاحبه ها تاکید می کنه که:من هرگز یه ایران برنمی گردم!شنیدن خبر مصدومیت بازیکنان ،عادی شده.خدارو شکر که ما بازی تدارکاتی نداشتیم والا باید بیست و سه نفر دیگه رو رزرو می کردیم.

.بازار نقل و انتقالات هم کساده.ملی پوشان ما که انتظار بصف شدن دلالان اروپایی رو داشتند،الان به حضور در لیگ برتر قناعت می کنند.هر چند تعدادی نیزهر طور شده می خوان در اروپا بمونند حتی  با حضوردر تیم دسته دومی تنه ریف.و شاید هواپیمای اختصاصی دولت با یه لشگرنصف و نیمه به تهران برگرده.ودر نهایت علی می مونه وحوضش.

از خبرها پیداست که تیم ایران در بازی آخر خودش در برابر آنگولا،برای دفاع از حیثیتش به زمین میره.بهمین دلیل علی دایی در ترکیب اصلی قرار می گیره و علی کریمی روی نیمکت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 2:30  توسط محمد حسین  | 

در خبرها می خوندم که جوانان خرمشهری برای مصدوم شدن دایی نذرونیاز کرده اند!و مثل اینکه همین امروز جواب نذرشون رو گرفتن(خیلی دلشون شکسته بیده)بعضی هم معتقدند وجدان دایی به کمرش زده و مصدومش کرده.عده ای هم معتقدند کاپتان دایی بهانه تراشی می کنه تا اگر خدای نکرده تیم ایران نتیجه رو به پرتغال واگذار کرد بگه:چون من نبودم اینجوری شد!

                      iran fan

                              اما من از این خبر خوشحالم و به بازی شنبه امیدوار                       

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 1:59  توسط محمد حسین  | 

اسمش خرمشهره!بهش خونین شهر،شهر نخل های سوخته ونخل های بی سرهم میگن.همچنان استواره و بی ادعا.حرفای زیادی برای گفتن داره...از سنگینی چکمه های عراقی...ازتاراج فرهنگ...ازواژه ی نحس سقوط...ازانتظاروتحمل...از سرازیرشدن اشک وخون...از مسجد جامع...از سوم خرداد...از آزادی....ازغم محمد جهان آرا یا بقول خودش ممد و...

هرچندگوشت از این حرفا پره!.اما باز هم سالروز آزادیت مبارک

                                

+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1385ساعت 16:53  توسط محمد حسین  |